ضربالمثلهای ایرانی دربارهی سمنو؛ چه چیزی مستند است؟
عنوان این مقاله در بانک دانش «ضربالمثلهای ایرانی که در آنها از سمنو استفاده شده است» است. اما در جستوجوی ما هیچ ضربالمثل تأییدشدهای که واژهی «سمنو» در آن باشد پیدا نشد. به متن کامل مجموعههای بزرگ امثال، مثل «امثال و حکم» دهخدا، هم دسترسی نداشتیم؛ پس نمیتوانیم وجودش را قطعاً رد کنیم. فقط میگوییم سندی که بتوان به آن استناد کرد نیافتیم. چند دام واژگانی هم در کار است. «سمن» یعنی یاسمن، «سمنان» نام شهری با مثلهای محلی خودش است و «سمنی» هم نام شیرازی سمنوست و هم نام زبان سمنانی. حتی در جستوجوهای ما، چند نتیجهی «ضربالمثل سمنو» در واقع مثلهای سمنانی بودند. آنچه دربارهی سمنو مستند است، مثل نیست، آیین و باور است: پخت جمعی، نذر و حاجت، فرستادن ظرف با تخممرغ یا هدیه، نیایشهایی هنگام پخت، و «فال سمنو» که در آن زنی ابیات مخصوصی میخواند. اینها در دانشنامهها ثبت شدهاند. مقالهی کامل تفاوت ضربالمثل، کنایه، فال و آیین را توضیح میدهد، دامهای واژگانی را نشان میدهد، جدول مستندات میآورد و روش راستیآزمایی هر «مثل» را میگوید. هیچ ضربالمثلی ساخته یا به منبعی نسبت داده نشده است. سمنو غذاست، نه دارو.
